ZѼ Ȟ Я Ȝ
حالا که جنون به سرانگشتانم رسیده است/ و شهوتِ در آغوش گرفتنت به اوج/ حالا که اتاق خواب تنها اتاق خواب نیست!/ و آشپزخانه مرا برای تو می پزد!/ حالا که در من زنی پوست انداخته/ که دیگر روزها را جهنمی نمی داند/ و حالا و حالا که در من زیبایِ خفته ای بیدار شده/ که دیگر خورشید را سلاخِ خواب هایِ بی گناه نمی نامد!/ تو چطور بی رحمانه از رفتن می گویی، چطور؟!/...لی لی حقیقت
ZѼ Ȟ Я Ȝ
هی آقای شانس من بیشتر از این حوصله ندارم منتظرت بشینم ; میرم بخوابم ; تو هم اگه اومدی در خونه رو نزن کلید تو گلدونه
ZѼ Ȟ Я Ȝ
خدایا به دلهایمان که خودمان و هیچکس دیگری به آن رحم نمیکند رحم کن
ZѼ Ȟ Я Ȝ
چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، خاوهيد تواسنت اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهناحروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند. به هيمن دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آنرا بخاونيد
ZѼ Ȟ Я Ȝ
گفتم رَوَم که چشمتْ مایل به خوابِ نازَست/ بگشود زلف و گفتا بنشین که شبْ درازَست. ـ موسیرضای همدانی
ZѼ Ȟ Я Ȝ
شهری که سگ در کوچه هایش پرسه نزند ظهر ندارد؛
ZѼ Ȟ Я Ȝ
حالا که درد هایت را با من شریک نمی شوی ، بگذار مسکن هایمان را با هم قسمت کنیم... خط تقسیم روی قرص ها را بی دلیل نگذاشته اند
ZѼ Ȟ Я Ȝ
می گویند: کلنگ واژه ی شاعرانه ای نیست اما تو آن سوی دیواری...