elham moghimi
امروز دوباره دلم شکست از همان جایی قبلی!کاش میشد اخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی کاش میشد فریاد بزنم"پایان"دلم خیلی گرفته اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد!ادم ها از دور دوست داشتنی ترند............
elham moghimi
به سیم اخر.........ساز میزنم امشب.........!به کوری چشم دنیا......که ساز مخالف میزند....با من.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
elham moghimi
دخترها شیطنت خاص خودشان را دارند.....برچسب هرزگی بر خنده های انان نزن......به سلامتی دخترکان شهرم که خنده نیز بر انان حرام است..........
elham moghimi
فرهاد عزیز تولدت هزاران بار مبارک.بدو بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی
elham moghimi
نفس نمیکشد هوا.قدم نمیزند زمین....سکوت میکند دلم....بدون تو یعنی همین....
elham moghimi
چشم هایم را می بندم زمان را متوقف میکنم مسافت ها را ازبین می برم و تو را در اغوش میگیرم....دلم برای در اغوش گرفتنت تنگ است.....
elham moghimi
یه وقتایی که دلت گرفت بغض داری اروم نیستی دلت براش تنگ شده حوصله هیچ کسو نداری به یاد لحظه ای بیفت که اون همه ی بی قراری های تو رو دید اما چشماشو بست و رفت......
elham moghimi
گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد که بیاد تو تنهایم....ومن اجازه ندم!و اون بی تفاوت بیاد تو و اروم بغلم کنه و بگه:مگه من مردم که تو تنها بمونی.....!!!!!!!!!!!
elham moghimi
من مشتری چشمهای تو هستم چشمانی که به هر پلک زدن منحنی شاخص بورس جهانی اش رو به صعود است و همزمان با ان منحنی قلب من با کوهاهی بلند و درههای عمیقش بر کاغذ تو را به خدا دیگر لبخند نزن حال و حوصله سکته ندارم!
elham moghimi
همه مرا به خندهای با صدا میشناسند این بالش بیچاره به گریه های بی صدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
elham moghimi
به هیچکس در این دنیا وابسته نباش حتی سایه ات که او هم در تاریکی تو را ترک میکنند
elham moghimi
"دوستت دارم"رازیست که در میان حنجره ام دق میکند"وقتی تو نیستی"
elham moghimi
در ذهن زنانه من مرد یعنی تکیه گاهی امن.یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن بدون اندکی شرم.در ذهن زنانه من....مرد یعنی کوه بودن....پر ازسخاوت بودن....پر از حیایی مردانه....در کنار این ابهت لوس شدن های کودکانه.....در ذهن زنانه ی خوشبین من....مرد یعنی دوست میدارمت...تو هر لحظه با منی....تو "مردی".....مرد من،من بی توبا تمام افرینش بیگانه ام!
elham moghimi
میخواهم تنها باشم انقدر تنها باشم که خودم را در ایینه هم نشناسم.میخواهم گذشته ای نداشته باشم میخواهم همه را فراموش کنم و از کسی خاطره ای نداشته باشم.خسته ام،هیچ چیز خوشحالم نمیکند همه به ادم نارو میزنند خنده را فراموش کردم.دوست دارم تنها باشم.مثل گور سرد مثل مرگ...میخواهم تنها باشم....میخواهم خودم را در خودم غزق کنم.میخواهم مثل ادمهای ترسو تنها باشم.فرار کنم....وگوشه ای از ذهنم خانه ای بسازم بدون دیوار.......
elham moghimi
کاش میشد که کسی می امد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می اموخت کاش میشد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند اسمان ابی بود و نسیم روی ارامش اندیشه ی ما میرقصید کاش میشد