@./MeHdI./.mJl/. در انتظار توام... در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد/ تو تمام تنهاییهایم را از من گرفتهای/ خیابانها بی حضور تو راههای آشکار جهنماند...!
@علی یک مرزی است در زندگی ، بالاخص در روابط انسانی بین آدمها به آن مرز تفاوت میگویند... غریبه ای می آید و مرز را ردمیکند ؛ متفاوت میشود از این همه آدمهای دنیا ! آشنایی رد میکند و می شود غریبه ای... مهم سوی رفتن هاست و دیدن این مرز ، اگر رد شوی ؛ به ندرت برگشتی هست....
@ماهان اردکانی چند ورقه مه میپیچم لای روزنامه و به پستخانه میروم/ میخواهم این وقت صبح را به نشانیات پست کنم/ نفس نفس زدن آسمان را که پایین آمده تا روی صورت زمین/ برای تو که فکر میکنی فاصلهها را نمیتوان برداشت
@كامياب دو استكان چای داغ می ريزم/ يكی برای خودم يكی برای او كه مقابلم نشسته است..... می دانم......... خوب می دانم/ ديگر هيچ وقت تنهايم نخواهد گذاشت/ دو استكان چای داغ می ريزم يكی برای خودم يكی برای او كه مقابلم نشسته است براي او...............با آن چشمانِ همرنگِ من اش/ نه! ديگر از دستش نخواهم داد هرگز!/ دو استكان چای داغ می ريزم/ يكي برای خودم يكي براي تنهايی ام كه مقابلم نشسته ...!
@rEza دوران دبیرستان یکی از بچه ها بود خیلی چتر می شد ماهم میخواستیم حالش را بگیریم هیچی یکی از رفقا رفت تخمه را با جیش قاطی کرد و بعد بو داد و فردا آورد مدرسه و بهش داد اونم خورد من از اون روز دیگه تخمه خیلی خیلی کم میخورم ولی کار خیلی کثیفی بود