سید قاسم
ور بگویم عقل ها را برکند//ور نویسم بس قلم ها بشکند
سید قاسم
در طبع جهان اگر وفائی بودی//نوبت بتو خود نیامدی از دگران
سید قاسم
عاشق نشدی زاهد دیوانه چه می دانی//بر شعله نرقصیدی پروانه چه می دانی
سید قاسم
دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا/زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم
سید قاسم
نقش می بینی که در آیینه ای است/نقش توست آن نقش آن آیینه نیست
سید قاسم
ور بگویم شرح های معتبر/تا قیامت باشد آن بس مختصر
سید قاسم
برخیز و مخور غم جهان گذران/خوش باش و دمی به شادمانی گذران
سید قاسم
بهونه برای گریه زیاد هست ! اما امان از گریه های بی بهونه . . . !
سید قاسم
آدم مست باشه // اما پست نباشه
سید قاسم
به سلامتی اون کسی که تو نوشتن پستاش
سید قاسم
یه وقتایی هم هست سر کلاس از بغل دستیت میپرسی چیزی میفهمی ؟
سید قاسم
یک عمر زیر پا لگد کردند او را // اکنون که می گیرند روی شانه،مرده است
سید قاسم
من نمیدونـم بعضی دخترا چرا اِنقـدِ حسّاسن …!!! . . . . . . . . . . . اسمشو به جایِ مریم ، مهسا صدا کردم … قهـر کرد رفت … !!!
سید قاسم
ما بدبختي رو بوسيديم و گذاشتيم كنار... حالا ول كن نيست ميره و مياد ميگه بوس بده ...