سید قاسم
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند // پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
سید قاسم
آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم، آره من قولی بهت دادم که تا تهش بمونم، تو ولی این روزا سرد شده نگاهت، راهزنا زدن به راهت.. اما من چی؟ من فقط یه کم شکستم، خوب نگام بکن، می بینی؟ من هنوز همون دیوونم..
سید قاسم
زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یك بار است ... جدایی دشوار است ... ولی یاد تو تكرار است ... !
سید قاسم
امید وی از عاطفت دم به دم توست // تقصیر خیالی به امید کرم توست
سید قاسم
نه گردن کشان را بگیرد بفور // نه عذر آوران را براند بجور
سید قاسم
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت ، قلب پاکت را که اندک زمانی است در سیل باد خودم گم کرده ام....
سید قاسم
روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت.. و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...
سید قاسم
نه شرقیم نه غربیم نه بریم نه بحریم // نه ارکان طبیعیم نه از افلاک گردانم