سید قاسم
در حق او نور و در حق تو نار // در حق او ورد و در حق تو خار
سید قاسم
شریکم با تو در این درد ، منم مثل تو غم دارم / منم محتاج لبخندم منم دستاتو کم دارم / از این بازی طولانی ، منم مثل تو دلگیرم / منم با عشق درگیرم منم بی عشق میمیرم
سید قاسم
غم از چشم قشنگت دور باشد دلت غرق امید و نور باشد نبینی روز بد ای بهتر از جان الهی دشمنت رنجور باشد
سید قاسم
من چه گویم یك رگم هشیار نیست//شرح آن یاری كه او را یار نیست
سید قاسم
ای معاف یفعل الله ما یشا//بی محابا رو زبان را برگشا
سید قاسم
مگو پای عزت بر افلاک نه//بگو روی اخلاص بر خاک نه
سید قاسم
تا توانی پا منه اندر فراق//ابغض الشیاء عندی الطلاق
سید قاسم
خوشبختی من پیدا كردنِ تو از میانِ این همه ضمیر بود.
سید قاسم
قصد خون تو کند تا ممکن است//گر چه خوشخوی و حلیم و ساکن است
سید قاسم
فاطمه مدح است در حق زنان//مرد را گویی بود زخم سنان
سید قاسم
لم یلد لم یولد او را لایق است//والد و مولود را او خالق است
سید قاسم
یک قدم چون رخ ز بالا تا شکیب//یک قدم چون پیل رفته بر اریب
سید قاسم
یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس می کردیم می کشیدیم رو تخته فکر می کردیم خیلی تمیز شد بعد که تخته خشک می شد می دیدم چه گندی زدیم…!!!
سید قاسم
زنبوره در چه حالیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سید قاسم
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد//پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟