QQ....BanG BanG
خداوندا پرسشی دارم رها كن آسمان ها را ، بیا این جا قضاوت كن ببینم در زمین یك مرد پیدا می كنــی یا نه ؟! تو هم مثل همه ، امروز و فردا می كنی یا نه ؟! بندگانت را از ننگ آدم بودن و بیهــــوده فــرسودن ، مبـــرّا می كنی یا نه ؟! برای آخرین پرسش قیامت را بگو ، مـــــــــردانه ، برپا می كنی یا نه ؟؟!!
QQ....BanG BanG
*یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده *یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه* * * *یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی* *یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه* * * *یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه* *یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه* * *یه دوست معمولی این حرف های منو می خونه و فراموش می کنه* *یه دوست واقعی اونو واسه همه و دوباره واسه خودم می فرسته
QQ....BanG BanG
تركت مي كنم تا هر سه راحت شویم..... من و تو و رقيبم... من از قيد تو... او از قيد من... و تو از قید خیانت...
QQ....BanG BanG
چه ساده بودم که گمان میکردم به دورم می گردند کسانی که دورم میزدند
QQ....BanG BanG
جه آسان لحظه ها را به كام هم تلخ ميكنيم و جه ارزان به اخمى ميفروشيم لذت با هم بودن را... جه زود دير ميشود و نميدانيم كه فردا وقتى بيايد شايد ما نب
QQ....BanG BanG
آنروز پايه ه اي عشقمان آنقدر محكم بود كه ميشد... تخت جمشيد را بر آن بنا كرد!!!
QQ....BanG BanG
زشت ترین نوع چاپلوسی زمانیست که مردی بخاطر طبیعی ترین نیازش به دروغ به معصومی بگوید: دوستت دارم!! به سلامتی دوستت دارم های واقعی ...به سلامیتی م
QQ....BanG BanG
زشت ترین نوع چاپلوسی زمانیست که مردی بخاطر طبیعی ترین نیازش به دروغ به معصومی بگوید: دوستت دارم!! به سلامتی دوستت دارم های واقعی ...به سلامیتی
QQ....BanG BanG
عزیز ِ دلم هنوز وقتـے آسمان ِ دلمـــ ابریست لمس ِسبك ِ دستان ِ مهربانت را روے ِ مو هایمــ حس مـےكنمـــ ... تو هنوز با تمام ِ نبودنت تنها پناهگاه ِ من از این آدمهایـے ...
QQ....BanG BanG
ღآغوشـــتღ تمــــــــــــام دنیـــا در آغوشـــت خــــلاصه شـــــــــده اســـــــــت كـــــــــــودكـــــــــانه پنــــــــــــاهـــــ میـبـــــــــــرم ... بـــــــــه خلاصــــــــــه ے دنیــــــــــــــــا ...
QQ....BanG BanG
من خدایی دارم ...من خدایی دارم، که در این نزدیکی استنه در آن بالاها !مهربان، خوب، قشنگ ...چهره اش نورانیستگاه گاهی سخنی می گوید،با دل کوچک من،ساده تر از سخن ساده مناو مرا می فهمد !او مرا می خواند،او مرا می خواهد،او همه درد مرا می داند ...یاد او ذکر من است، در غم و در شادیچون به غم می نگرم،آن زمان رق