QQ....BanG BanG
اشتبـــاه مــن ایـن بــود .... هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ .... فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را ..
QQ....BanG BanG
هرچند تنهایی را دوست ندارم ، اما دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم !....
QQ....BanG BanG
هان ای كوه بلند !
ای سراپا همه پند از تو این تجربه آموخته ام كه نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان ...
كاه بودن سهل است ، كوه می باید بود
QQ....BanG BanG
به نقطه پایان رسیده ام اما نقطه را نمیگذارم..............این هم امیدی هست شاید بر گردی!!!!
QQ....BanG BanG
زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم
آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم . . .
QQ....BanG BanG
همیشه از خوبیهای آدمها برای خودت دیوار بساز . پس هر وقت در حق تو بدی کردند، فقط یه آجر از دیوار بردار ! بی انصا[!]ت اگر دیوار را خراب کنی ....!
QQ....BanG BanG
کـاش ایـن دنـیـا . . .
2تـا کـلـیـد داشـت ctrl + f
تـا راحـت تـ ـو را تـوی دنـیـا پـیـدا مـیـکـردم . . .
مـیـفـهـمـیـدم کـه الـان . . .
تـو بـغـلـش خـوابـیـدی . . . یـا در کـنـارش داری قـهـوه مـیـخـوری . . . !
QQ....BanG BanG
من، تـو : مآ
یادَتـ هَست ؟
وَلیـ تَمام شُد
حالـا چی ؟ تو ، او : شُما
مَن هَم به سَلامَت...
QQ....BanG BanG
گفت و گفت و گفت گفتم و گفتم و گفتم گفت کمتر دورتر هیچ گفتم بیشتر نزدیکتر همیشه گفت لحظه ای ثانیه ای اندکی گفتم همیشه همیشه همیشه حالا نه او می گوید نه من ! تنها زمزمه است و زمزمه در سکوتی ابدی
QQ....BanG BanG
یا این چشمهای مرا اندکی نصیحت کن هوای حوصله خاطره باران است و من حریف شبنم ها نمیشوم بیا دفتر شعرم را بگیر از من تا پلکهایم فرصت کنند کمی بیارامند بیا بگو من با این همه رویای بارانی با این همه پنجره و کوچه بی عابر با این همه ترانه بی خانه با این همه فانوس بی شعله چه کنم بیا و کمتر سکوت کن صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد
QQ....BanG BanG
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
QQ....BanG BanG
و تو چه میدانی که نارنگی چیست؟
میوه تنبلان است ..... نه نیاز به شستشو دارد و نه نیاز به چاقو ...!
ترش است و آبدار ...خوشا به حال آن بندگانی که بیهستهاش نصیبشان میشود... همانا آنان رستگارانند