پسری بودم که اسم نداشت با دختری آشنا شدم که وجود نداشت به شهری رفتیم که آدم نداشت به رستورانی رفتیم که غذا نداشت با قاشق چنگالی غذا خوردیم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولی سر کار گذاشتن شما خیلی مزه داشت!
برای زندگی بهتر باید اول خودمونو اصلاح کنیم تاوقتی ک بشینیم بذاریم پای کشور دولت سیستم وضع همینه
این ماییم ک فرهنگ میسازیم نه کشور ما رو
همون چشم ها را باید شست
مرسی داداشم خیلی زیبا بود
غزلك خاطراتي از دفتر زندگي خود را مي نويسد ، در روزگاري كه شايد كسي حتي حوصله خواندنش را هم نداشته باشد ولي او كماكان تا زمانيكه برگهاي دفتر زندگي اش ورق مي خورند ، مي نويسد و مي نويسد شايد فقط براي دل خودش

14 سال و 4 ماه و 22 روز و 27 دقيقه قبل