دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
مرد - مجرد
امتیاز: 525

دنبال‌شدگان

(27 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(64 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

pouyan
pouyan

آغوش بگشا مهربان من ، میخواهم رکورد اصحاب کهف را بشکنم

pouyan
pouyan

رفتیو یاد تو هنوز توخونست...زندگی کردن بخدا بهونست..از وقتی رفتی نفسام میگیره..نمیتونم بدون توسرکنم زندگیرو یه لحظه باور کنم....

pouyan
pouyan

ميان ِ درد و دلتنگي ... فقط ... لبخند ِ تـــــو گاهي ... نگه مي دارد، از رفتن، به سوي ِ خط پايانم

pouyan
pouyan

هـــــــــی فلانــــــــی. . تــو را مـن "تـــو" کـــردم، وگرنــه کــلمه ی "هوی" هــم زیــادَت بــود! واســه مــن "شــما شــما" نکن!

pouyan
pouyan

هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند

pouyan
pouyan

غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم !

pouyan
pouyan

نانوا هم جوش شیرین میزند...بیچاره فرهاد...

pouyan
pouyan

من و این شمع خموش ، من و این پرده تاریک و سیاه ، من و این پنجره بسته کور ، من و این ثانیه ها من و دستان تو در این همه تب ، من و تنهایی مهتابی شب من و پیوند حرارت با می ، من و یک ناله نی ..................آه!... این ها همه یاران منند ، پس چرا می نالم ؟

pouyan
pouyan

چيـــزی در گلويَـــم گيــر کـــرده هــر چــ ِ فُــرو مـــی دَهَمَــش.. هــر چــ ِ سُــرفـه مــی کُنــم...افاقــه نمــی کُنــد... هــر بــار نفــس مــی کشَــم بالا مــی آيــد و جلوی ِ نفســم را مــی گيــرد.. مُدامـ پَــرده مــی شــود جلــوی ِ چشــم های ِ وَرَمـ کــرده امـ.. دارد خفــه َمـ مــی کنــد.. ايــن بغض ِ فــرو خــورده !!

pouyan
pouyan

اینجا بمان می آیم............... بنشین و تا سه بشمار هفتاد و هشت............. هشتاد.................. تا صد شمرده بودم او بر سر قرارش آن روز توی سرما با خود فریب آورد........................ من عشق برده بودم تا لحظه های آخر از زور ناتوانی دستان سرد او را ........................ محكم فشرده بودم

pouyan
pouyan

کوه نیستی، اما صدایت که می زنم ؛ شعر و شور و عشق به من باز می گردد

pouyan
pouyan

مـن ایـن چـشم هـای ِبــی تــو را بــه کجـای ِایــن شهـر بـدوزَم کــه هنـوز نرفــتــه بـاشـی ...

pouyan
pouyan

تمـام دلتنگـی هـایم را به جـای تـ ـو ... در آغـوش میکشـم ... چـقدر جایـت مـیان بازوانـَم خـالیسـت ...

pouyan
pouyan

((هنوز روی خاکیم,یادمان نمیکنند وای به روزی که خاکمان کنند.))

pouyan
pouyan

خنده دار است اگر فکر کنی؛ « زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست! » زندگی چیزی نیست؛ جز همین روز و شبِ مسخره و پوچ و خرفت! ... خوش خیالی را ول کن دیگر... دلـــــم انگـــــار گرفت...!