pouyan
انـسـان هـا عـمـومــا دو دسـتـه انـد : تـــو و بــقــیـه …
pouyan
برگـَـــرد.. یادتـــــ ــ ـرا جا گذاشتــــ ـــ ـی .. نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم
pouyan
چه تقدیر بدیست ! من اینجا بی تو می سازم و تو، آنجا با او می سازی...!!!
pouyan
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد!...
pouyan
دارم با نبودنـَتـــ کنار مے آیـَم
فقط
با بودنـَتــ کنارَش
کنار نمے آید دلـَمـ
pouyan
چـــــه به کش به کــــشی شـــــده بی تـــــو بودن را درد می کشــــــــــــــــم با درد فریاد می کشــــــــــــم... فریـــاد از خشـــــم می کشـــــم با خشــــم هم, مثل همیشـــــه سیگــــــار های تلخـــــــــــ ـ ـ ـ را....
pouyan
قــیـامـتی سـت ! از لـحـظه ای که زنــگ ِ تــلـفن بـــلـند مـی شـود .. از جـــا مــی پَـــرم ! تــا لـحـظه ای کـه .. مــثـل ِ هـمـیـشه .. تــــو نـــیـستـی ! .
pouyan
ﺟﻨﮕﻞ فقط دیدنی نیست ﻓﻘﻂ ﺳﻮﺧﺘﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻞ ﭼﻮﺏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ . . .
pouyan
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه همجا سبزو من، چرا خاکستریم تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
pouyan
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش بخدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش می برم، تا كه در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لكه عشق زینهمه خواهش بیجا و تباه همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه تجربه و خاطره و گذر عمر
pouyan
دیدی که سخت نیست تنها بدون من صبح میشود... شبها بدون من این نبض زندگی بی وقفه میزند فرقی نمیکند بامن........بدون من دیروز اگر چه سخت امروز هم گذشت طوری نمی شود فردا بدون من..
pouyan
به بعضی ها باید محبت و معرفتتو قطره قطره با قطره چکون بدی چون جنبه همشو یکجا ندارن … چون یه دفعه میزنن زیر همه چیز !
pouyan
من برای با تو بودن از همه چیز گذشتم تو چی؟ داشته هایت را به رخم میکشی؟
pouyan
בلَمـ کــــآرِ בَستـ استـ ، خوבمـ بــآفتَمش ! تــآرَش را از سُکوتـــ ، پوבَشـــ را ازتنهــــاییــ ، هَمیـטּ استـ کـﮧ "خَریـבار" نـَבارב : (
pouyan
طاقَتَمـ را بـُردَمـ بآلآ ... نمیدانستَم از ارتِفاع میتَرسَد! از هَمان بالا افتـــآد و مُــرد ! دیگــر... نَُدارمَش... !!