pouyan
کاش گفته بودی که چقدر عوارض دارد...نبودنت...
pouyan
نه چتر با خود داشتي نه روزنامه نه چمدان.. عاشقت شدم! از کجا بايد ميفهميدم مسافري..؟
pouyan
از چيـ ـ ـــزي اميـ ـ ــدي مي سـ ـ ــازيـ ـم بـ ـراي فـ ــــ ـردا و كـ ـ ـــش مي آيـ ـ ــد همـ ـ ـ ه ي وجودمـ ـ ــان در جاذبـ ـ ـ ه ي فـ ـوق العـ ـ ــاده اش ! سـ ـ ـفـري ، ديـ ـ ــداري ، و چيـ ـ ــزي از ايـ ـن دسـ ـ ــت ...! چيـ ـ ــزي كـ ه متعـ ـ ـــهدمـ ـان كنـ ـد ادامـ ـ ــ ه بدهيـ ـ ــم .......!!!
pouyan
افسار دلم دست خدا بود چنین شد / ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟ مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟
pouyan
یادت می آید که گفتم می خواهم بدانم جای تو در زندگی من کجاست ؟ رفته ای و حالا دریافته ام تمام تنهایی من بودی !
pouyan
خدایا خسته ام از دنیا از نارفیقاش از نامرداش از بیرحماش واز....
pouyan
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست، ودلم بس تنگ است، بیخیالی سبب هر درد است، باز هم میخندم آنقدرمیخندم که غم از رو برود...
pouyan
تنها نیستم مدتی ست با تو در خودم زندگی می کنم...
pouyan
سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه ... پـــُـر از تـهـوع ... جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “... یـخ نمـی کنـی ... حـس نـمی کنـی ... کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم ...
pouyan
من و تنهايي و این همه راز من و تنهايي و شوق پرواز من و تنهايي و حسرت و ساز من و تنهايي و شعر و آواز من و تنهايي و کلبه ی غم من و تنهايي و اشک و ماتم من و تنهايي و یاد دیروز من و تنهايي و بغض امروز من و تنهايي و باور من من و تنهايي و راهِ رفتن
pouyan
سکوتم مرحم است ، مرحم زخمم ! خوب ِخوبم که نمی کند ، فقط دردش را کم می کند. همین . . . !
pouyan
ذائــــــقـــه امـــ پــیــر شـــده بیـــســـتـــ ســـالگی امـــــ ؛ طـــعــــم پنــــجــــاه ســــــالــگـــی دارد
pouyan
آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که... وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...
pouyan
درد ، مرا انتخاب کرد من ، تــــو را تـــــو ، رفتن را ... آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم