دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
مرد - مجرد
امتیاز: 525

دنبال‌شدگان

(27 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(64 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

pouyan
pouyan

حــرفــــــ از "صــداقـتــــــ" کـهـ شــد ، "صــدا، قــطـــ " شــد ...!!

pouyan
pouyan

بـی هـوا رفـتـی ، بـی " نـفَـس " مـانـدم . . . !

pouyan
1.jpg pouyan

برگـَـــرد.. یادتـــــ ــ ـرا جا گذاشتــــ ـــ ـی .. نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم

pouyan
pouyan

چه تقدیر بدیست ! من اینجا بی تو می سازم و تو، آنجا با او می سازی...!!!

pouyan
3 (325).jpg pouyan

کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد!...

pouyan
4 (80).jpg pouyan

این روزها اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : " آخـــــــی

این ارسال را بازنشر کرده است.
pouyan
0.290554001321561179_mihannaz_com.jpg pouyan

آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

pouyan
pouyan

  آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که... وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...

pouyan
pouyan

درد ، مرا انتخاب کرد من ، تــــو را تـــــو ، رفتن را ... آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم

pouyan
pouyan

دارم با نبودنـَتـــ کنار مے آیـَم فقط با بودنـَتــ کنارَش کنار نمے آید دلـَمـ

pouyan
pouyan

دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـيده ام و تو ته هيـچـکدام نـبـودی

pouyan
pouyan

یکــ فنجآن چاے داغ وَ نگاهِ خیره اَمــ به آن که عرق بــِ چهره فنجآن نشانده! از این چاےِ داغ همــ کمترے آیا؟ که حتے ضجه هایمــ نیز مانعتــ نشد چه رسد به عرقِ شرم کردنتـــ از هُرمــِ نگاهم!!!

pouyan
pouyan

هـــی کـــافـــه چـــی! دستـــور بــدهسیـــگــار بیـاورنــد... و پاســور هـــم...و مـــردهـا را دور میــز مــن جمـع کــن! ...بگــو بنــوازنــد........ .شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!

pouyan
pouyan

از چه بنویسم؟ از آرزوهایی که نشکفته خزان زده شده اند؟ یا از تمام احساساتم که زیر پاشنه های هوس تو... تکه تکه شد؟؟

pouyan
pouyan

ادم فمهمیــــــده ای بود خوبــــــــ میدانســـت کجاهـــا خودش را به نفهمی بزنـــــد