pouyan
حماقت يعنـــــــــي من .... حماقت يعني من چه ساده لوحانه پايه شده بودم براي خيال ات كه تخت شود تا با هر كه دلت خواست رويش هرزه گي را معنا كني
pouyan
چـــــه به کش به کــــشی شـــــده بی تـــــو بودن را درد می کشــــــــــــــــم با درد فریاد می کشــــــــــــم... فریـــاد از خشـــــم می کشـــــم با خشــــم هم, مثل همیشـــــه سیگــــــار های تلخـــــــــــ ـ ـ ـ را....
pouyan
من به هیچ دردی نمی خـــــــــــورم ایـــــــن درد ها هستنــــــــد که چپ و راستـــــ به من می خورند...
pouyan
آهسته گفت : "خدا نگهدارت در را بست و رفت آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشـان را به گردن "خدا" می اندازند
pouyan
شده ام سنگ صبور روزگار.....
دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...
یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!
pouyan
اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست..... به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی! . . .
pouyan
اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست..... به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی! . . .