حرف #پیرمرد عصابه دســـت را یادم نرفتـــه که ... گفـــت : مثـــل #عصـــا بـــاش ... هزار بار #زمیـــن-بخور امـــا اجازه نـــده ... #اونی كه بهـــت تكیه داده حتـــی یه بار هـــم #زمین بخـــوره ...
به خودت می آیی ، یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ، نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدایی که قشنگ تر از باد باشد ..... تنهایی یعنی همین.....شب بخیر
@Pouya نمیدونم چرا ولی وقتی پویا بهم تلنگر میزنه حس خوبی بهم دست میده همیشه همین بوده ها یا وقتی میاد پروفایلمو میبینه خیلی خوشحال میشم یه جور حس ارامش بهش دارم مثل داداشم