Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم
Pouya
بُگذار زمانــه از حِسادت بـترکـد انگــشتان ِ مـن چــه بــه انـگشـتان ِ " تــو " مـی آیند . . .
Pouya
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم بچه که بودیم… قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم … بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
Pouya
تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش میمونه، که توش زندگی نکنی! اگه زندگیت گاهی آشفته میشه و هیچی سر جاش نیست، بدون هنوز زنده ای! اما اگر همیشه همه چی آرومه و تو چقدر خوشحالی! یه فکری برای خودت بکن!
Pouya
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
Pouya
هروقت خواستی بدونی کسی دوست داره یا نه تو چشماش زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی. اگه نگاهت کرد عاشقته اگه خجالت کشید برات میمیره اگه سرشو انداخت پایین و یک لحظه رفت تو فکر بدون 1 لحظه بدون تو زنده نمیمونه و اگه سرشو انداخت پایین و حرفو عوض کرد اصلا دوستت نداره
Pouya
زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم. ولي نياموخت چگونه سرازيرش كنم. زندگي به من آموخت چگونه دوست داشته باشم . اما نياموخت چگونه فراموشش كنم. اگر انسان زندگي را دوست داشت هرگز در آغاز تولد نمي گريست
Pouya
زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست،تا در آن عشق نباشد همه درها بسته ست
Pouya
غم هایت را بر روی شن بنویس تا باد آن را با خود ببرد شادیهایت را بر روی سنگ بنویس تا برای همیشه باقی بماند…
Pouya
آیا وکیلم شما را به دوستی خود با مهریه یک دنیا ارادت ومحبت یک عالم صداقت و صمیمیت و هزاران کلمه ی دوستت دارم در بیاورم؟
Pouya
من از اعدام نمیترسم نه از "چوبش" نه از "دارش" من از پایان بی دیدار میترسم
Pouya
خدایا توبه میکنم. . .(دیدگاه)
Pouya
و چقدر دیر می فهمیم که زندگی همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم