Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ ... ﻫﻤﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺗﻮ ... ﺣﻖ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﻣﯿﮑﺸﯽ .../پ.ع
Pouya
حالم خوش نیست ... دلم درد تو را میگیرد .../پ.ع
Pouya
جنگل هم بود تمام میشد ... دلم اما ... میسوزد و میسوزد و میسوزد .../پ.ع
Pouya
مــادربـزرگـ خـیـال مـی کـنـد هـر چـه بیشـتـر بـرایـش قـرص بـنـویـسـند بـیـشـتـر زنــده مـی مـانـد! مثـلِ مــن کـــه خـیـال مـی کـنـمـ هـر چـه بـیـشـتـر بـرایـتـ شـعـر بـگـویـمـ ...
Pouya
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا ... دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد. . . !
Pouya
خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟
Pouya
همیــشه تو دلــت میگفــتی: این مــگه باچــند نــفر دوســته که همیــــشه آنلایــنه؟ یه جمــله همــیشه یادت باشــه: همیــشه آنلایــن تــرین ها تنــــهاترینــــند
Pouya
گلهارایکی یکی پرپرمیکنم قلبم داردازحرکت می ایستد دوستم دارد؟ دوستم ندارد؟ ................... گویادوستم ندارد!!!!!!!
Pouya
دلـــم .... نه عشق آتشین می خواهد؛ نه دروغ های قشنگ .... نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ؛ نه بزرگی های پر ادعا .... دلم یک فنجان قهوه ی داغ می خواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد .. !
Pouya
چِقـدر پـــیـراهـن هـای پـشتــ ویتـرینــ مَغـازهـ هــا قَشَنـگَنـد ! تـو را کـه در آنهــا تَـصـوّر میکنـمْ وَسـوَسـه ی خـَــریدنشـانــ بـه سَـرَمْـ مـیزنـــَدْ امــا میبیــنــی فـقـط مـانـده بــود اینهــا نبـودنتـْـ را بـه رُخـمـ بِکِشَنــدْ کـه کشیدنــــد..
Pouya
زیرلب میخوانم امشب"بازباران با ترانه" زندگانی هست زیبا بادوپای کودکانه فکرمن این ست اکنون گرچه کودک نیستم من من بزرگم؟کوچکم؟نه!پس خدایا کیستم من؟!