Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
دلـم گـرفته است ... نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ... من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد.. دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ... و آنچه هستند را میپذیرم ...
Pouya
خـــدایـــا ! خیلیا دلمو شکستن... شب بیا با هم بریم سراغشون من نشونـت میـدم تـو بـبـخـشـشـون...
Pouya
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
Pouya
زمیــــــــــــــــــــــــــــن! خمیازه ای بکش به زیرٍ پایِ من فقط همین......!!!
Pouya
فراموش کردنت کار آسانی است ! کافی است دراز بکشم ، چشمهایم را ببندم و نفس نکشم !
Pouya
خیلی ها فقط سنشون بالا رفته ولی بزرگ نشدن ؛ بعضی ها هم - حتی با سن پایین - بزرگ شدن و بزرگ هستن ... میتونه سیزده سالت باشه ، ولی بزرگ باشی؛ خیلی بزرگ مثل یک شهید ، مثل یک حسین فهمیده ...
Pouya
مي گويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه بخار گرفته اي نوشتم: دوستت دارم آرام گريست....