Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفتم: چون به دیار یارم میروی به او بگو دوستش دارم ومنتظرش می مانم. بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد. و گفت: دوستـــــش بدار ولی منتظــــــــرش نمـــــــــان
Pouya
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی.پس سعی کن به طرفه کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته.
Pouya
هر چند ، نمی دانم خواب هایت را با که شریک می شوی اما هنـــوز ، شریک تمام بی خوابی های من تویی…
Pouya
تـنــهایـی یـعنـی نـه خــودش هــست کـه از تـــنهایــی درت بیـــاره نـه فـــکرش اجـــازه مـــیده تــــنهاییــت رو بــا کـسی دیـــگه پُـــر کــنی.....!
Pouya
خدايا به انسان ها بفهمان كه دل شكستن هنر نيست
خيانت هنر نيست
اشك در آوردن هنر نيست
دل سنگ بودن هنر نيست
.
.
.
هر وقت تونستي يه نفر فقط يه نفر و دوست داشته باشي و نگهش داري اونوقت هنر كردي
Pouya
برایت مینویسم دوستت دارم میدانم که نمیدانی ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی.....
Pouya
شیشه نازك احساس مرا دست نزن... چندشم میشود از لك انگشت دروغ!!! آنكه میگفت كه احساس مرا میفهمد... كو؟كجا رفت؟كه احساس مرا خوب فروخت
Pouya
داستانش رو که شنیدم گفتم : اتفاق بدی بود ! لبخندی زد و گفت : بله ، ولی می تونست خیلی بدتر از این باشه ! بهرحال خداست و همیشه جای شکرش را باقی میگذاره حتی در بدترین شرایط ... خدایا شکرت ...
Pouya
گیله مرد میگفت : گاهی خودمان را انسان خیلی خوبی می دانیم ، خیلی بهتر و برتر از انسانهایی که بد می پنداریمشان ؛ ولی وقتی که خوب نگاه میکنیم و حسابرسی می کنیم می بینیم صد کار بد انجام داده ایم که یکی اش را بدها انجام نداده اند !
Pouya
خدایا ما را ببخش ؛ که اگر درد دلی هم داشتیم ... از پر خوردن بوده ، نه از غم مردم خوردن ! خدایا ما را ببخش اگر گاهی فراموش میکنیم بنی آدمیم ... خدایا ما را ببخش و از دردِ بی دردی نجات ده ...
Pouya
فکر میکردم سیاهی چشمانت پر از رمز و راز عاشقی است
زهی خیال باطل !
مرموز را چه به تمجید . . .
Pouya
پشت چراغ قرمز! اعتراف کردم”دوستت دارم” تا هر جا مجبور شدی کمی مکث کنی… یاد من بیفتی نمیدانستم قراراست بعد من تمام چراغهای زندگیت سبز شوند…