Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
غمگینم همانندِ ... مسافري كه هيچكس بدرقه اش نكرد .../پ.ع
Pouya
برگشتنت همان قدر محال است که خیال می کردم ... رفتنت . . .
Pouya
باز آمدم..... به جایی که تعلق دارم.... به یک اتاق سیاه با پر از حرف های ناگفته ..... خلوت من و سیگارم... دوباره مینویسم از حرف هایی که واهمه دارم ... یک دل پر از رویاهای واهی.... این بار تنها تر از همیشه ....
Pouya
اینجا فقط واژه می فروشم و سکوت میخرم! چه تجارت دردناکی ست..." تنهایی "
Pouya
دلگیری عصر جمعه نه از بین میرود ، نه عادی میشود فقط از هفته ای به هفته دیگر منتقل میشود !!!
Pouya
مهربانـــم ! شرمنــده ام کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را “پست” کردم … و غریبه هــا “لایک” زدند … کــاش می توانستم صدای تــو را بنویسم!
Pouya
به شب بگو تمام نشود مـــــــــن با تو حرف ها دارم...
Pouya
دیــر کـــرده ای ...!! عقــربــــه هــا گــیر کـرده انــــد در گلــــوی ِ مـن ... انگــــــار کــــه رد نمــیشـود ... نه زمــــــان ...! نه آبِ خـــــوش ...!!!
Pouya
شب که می شود نبودن هایت را زیر بالشم میگذارم
و شجاعت خود را زیر سوال میبرم: دوام می آورم تا فردا؟
تا بعد...