Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
زن ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كرد و يكسر به
اتاق خواب سر زد
ناگهان بجاي يك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب ديد
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جايي كه ميخوردند ان دو را با چوب گلف زد و خونين و مالي كرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابي بخورد
با كمال تعجب شوهرش را ديد كه در اشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزيزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به ديدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشان اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند.راستي بهشون سلام كردي؟؟؟
Pouya
روحـَـمـ مـے خواهَد بِرَوَد یِكـ گوشِــہ بِنشینــ َـد
پُشتَشـ را بُكنَد بـِـہ دُنیــا
زآنوهآیشـ را بَغـَلـ كُنَد و بُلَند بُلَند بِگـ ـویَد :
مَـטּ دیگَر بــازے نِمے كُنَمـ
خَستـِـــہ شُدِهـ امـ . . .
Pouya
مـیـاטּ "مــا" و "مـَـטּ" دنـیـایـــے از احــســاس خــوابــیــده "تــو" خـود آهــســتـــﮧ بـُگــذَر بـُغـض هـایـم تـازه خـوابـیـده
Pouya
مــــواظـــــب بــــاش مــواظـــب حرف هــــــایت طعنعه هــــایــت رفتـار هـــایــت بتـــــرس از روزی که تنـــها آرزویـت شــــنیـدن صـــــدایم بـاشد روزی که لـــمس دستـــــهایم فقــــط از روی سنگ قبرم ممکن بـــاشد
Pouya
در شهر بودم دیدم هر کس به دنبال چیزی می دود یکی به دنبال پول یکی به دنبال چهره دلکش یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد یکی به دنبال نان یکی هم به به دنبال اتوبوسی ! اما دریغ هیچکس دنبال خدا نبود !!!
Pouya
حـقـیـقـت دارد ! کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه ... بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت ! آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر
Pouya
آرام تر بگو دوستت دارم هایت را بیا نزدیک تر میخواهـــــــــم صدای گرم نفسهایت دیـــــــــــوانـــــــــــه ام کنـــــــــد . . .
Pouya
دلم می خواد عاشق باشد... عقلم می خواهد عاقل باشد... این میگوید زود باش! آن میگوید دور باش! احساسم این روزها دوشیفت کار می کندو حقوقش را از من میگیرد : اشک و ...بی قراری....
Pouya
درد تنهايي کشيدن . مثل کشيدنِ خطهاي رنگي روي کاغذ سفيد . شاهکاري ميسازد به نام "ديوانگي" . . ! . و من اين شاهکار را به قيمت همه? فصلهاي قشنگ زندگيم خريده ام !
Pouya
هر چقدر هم که بگویی : تنهایی خوب است؛ هم من و هم تو میدانیم که: تنهایی خوب نیست ...
Pouya
بابام الان اومده خونه میگه سال چندم دانشگاهی ؟ گفتم دوم چرا؟ میگه اینو بخون ؟ اس ام اس صبح که واسش فرستادم رو خوندم دیدم نوشتم وختی :-D خعلی :-D اونوخ:-D باوشه :-D نه باو :-D هیچی.دیگه گفت صبح جلو همکارش خونده همکارش گفته کلاس چنده ؟ بابام :-\