Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد! ســــر و تـــه....! شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد...
Pouya
دست هایم آلوده اند به خون تک تک ثانیه ها اقرار می کنم در نبود تـــــــــــــــــو تفریح مـــــــــــن فقط وقت کشی است
Pouya
شنیده بودم لذتی درگذشت هست ازمن گذشت ورفت خیلی راحت لعنت به این واژه ها که مثل هم خوانده می شوند.
Pouya
خستهام از این همه خواستن ها و نشدن ها از این كه دیگر توان قـــــــــوی ماندن نیست آرامش میخواهم... قــرار می خواهم.. در یک کلام مرگ میخواهم..
Pouya
گلهارایکی یکی پرپرمیکنم قلبم داردازحرکت می ایستد دوستم دارد؟ دوستم ندارد؟ ................... گویادوستم ندارد!!!!!!!
Pouya
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد ! ... ... اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند : آخی خوب شد مرد ، راحت شدیم از این غذای تکراری ! این است واقعیت تلخ روزگار ما ...!؟
Pouya
آمدنتـــــــــ را حیرانـــــــ بنگرمـــــــ یا رفتنتـــــ را ماتـــــ بنگرمـــــ ؟ . . . باد آورده را باد میبرد قـبـــــــــول . . . ! دل من را که باد نیاورده بـــــــــــــــود . . .
Pouya
دلـــم .... نه عشق آتشین می خواهد؛ نه دروغ های قشنگ .... نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ؛ نه بزرگی های پر ادعا .... دلم یک فنجان قهوه ی داغ می خواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد .. !
Pouya
چِقـدر پـــیـراهـن هـای پـشتــ ویتـرینــ مَغـازهـ هــا قَشَنـگَنـد ! تـو را کـه در آنهــا تَـصـوّر میکنـمْ وَسـوَسـه ی خـَــریدنشـانــ بـه سَـرَمْـ مـیزنـــَدْ امــا میبیــنــی فـقـط مـانـده بــود اینهــا نبـودنتـْـ را بـه رُخـمـ بِکِشَنــدْ کـه کشیدنــــد..
Pouya
ترجیح مــیدهم همــه را غریبــه صـدا کنم! تا وقتــی از پشت خنجر میزننـد؛ با خودم بگویم: بـی خیال..! از غریبــه بیش از ایـن انتظاری نیست...!
Pouya
هنوز همـــــــــــــ بازیچهـــــــــــــ امــــــــــــ ... باور نداریــــــــــــــ؟! از اول امتحانمـــــــــــــ کنـــــــــــــ ...در دست هایـــــــــــــ خود ٬برقصانمــــــــــــــ!!! منـــــــــــــ هنوز همانـــــــــــــ عروسکمـــــــــــــ