" دور گردون گر #دو روزی بر مراد ما نگشت .. دائما یکسان نباشد حال دوران #غم مخور .. "/ دلم یکمی قُرص شد. با خودم گفتم بعد از هر #غروبی ،طلوعی هم هس . این غروب بلاخره به یه طلوعی میرسه. #حافظ جان با خودم گفتم #حال ِ دوران بلاخره روزی بر مراد ما هم خواهد گشت..!!! به قول #تو شاید همان #دو روز بر مراد ما نبوده !..راستی من شنیده ام که می گن #دُنیا دو روز ِ .. نکنه این همون دو روز دنیا باشه !..
هیچوقت صدای ِ #نصرالله-مدقالچی رو یادم نمیره ، خیلی وقتا باهـاش هم صدا میشم ُ چشم می دوختم به موهای ِ قرمز ِ #آنه .. بی هوا دلم یاد ِ #بچگیـامُ کرد .. : ( ، یاد ِ روزایی که تنها دغدغه ی #زندگیم هم صدا شُدن با کلماتی بود که نمی فهمیدم معنیشونُ .. ولی میخوندم و لذت می بردم از اینکه #تکرار بشه برام ..
یه وقــتایی توی #زندگی هست که هرچقدر هم که #تلاش کنی بازم نمیتونی نسبت به خیلی #چیـزا بی تفـاوت باشی ، اونم من که به قــول خیلیــا هر اتفاقی بیوفته رو نمیتونم #بیخیالی طی کُنم..!! نه اینکه نبـاشه ؛ نه ! امـا من #عـادت کـردم به " نشـون ندادن اونچـه که باید نشـون داده بشه "، اما اتفاقای اخیر به #بدترین شکل ممکن روم تاثیر #منفی گـذاشته و #روحیم بَد و حال حـاضر #گنـدترین لحــظات ِ عُـمرم رو مـیـگذرونم و مـیـدونم میـگذره ، اما به چه قیمتی ؟.. بهای سنگینی که نمیتونم بابت این اتفـاقات بدم #تویی ؛ بین از دست دادن و #ندادنت ، مُعَلَق دارم دستو پا میزنم و نمیدونم نتیجه ای داره یا #نه !..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبل