دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رها

تمام ِ نوشته ها بی مخاطب است نقطه درباره »
رها
زن - مجرد
امتیاز: 11739

دنبال‌شدگان

(1442 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1082 کاربر)

گروه‌ها

(118 گروه)

بازدید

رها
رها
در وقتی...

میگه : .. ، از بگذر .. ! ، از دوست داشتنش نه ..

رها
رها
در وقتی...

خاطره هات از قوی تر شُدن ، شُدنت شُروع میشه .. !

رها
رها

میدونی که ابر ِ ره گُذر نداره .. ! / آهنگ ِ پروف تغییر نمود : ) [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

کاش میدونستی وقتی تو عصبانیت میخندم یعنی همه چیز برام بی معنی شده...خودممو یه دنیا به وسعت اتاقم... رهګذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رها
رها

سُرعت ِ من در حد ِ حلزون ِ که نمیتونم ی ِ لینکُ باز کُنم .. ؟! لینک ـت باز نمیشه ..

رها
رها

تصمیم به تغییر ِ آهنگ ِ دارم .. ، دست به انجامش بزنم .. ؟ .. حالا چی بذارم خو .. ؟ کُمک ..

رها
رها
در وقتی...

متأسف می شم برای ِ خودم که دست ِ دوستی دادم با یه آدم که راحت ِ بقیه رو می ریزه : / .. بدون ِ اینکه طرف ِ مقابلشُ بشناسه ..!! ، شُما اُپن مایند .. آره ولی قرار نیست ندیده و نشناخته هر درباره ی حتی دُشمنمون هم بزنیم .. ! ، با یه دوست ِ خوبی داشتم حرف می زدم : X .. به این نتیجه رسیدم .. جای ِ بعضی آدما سطل ِ ِ ..! ، بی حیایی هم حدی داره .. ! : |

رها
رها

00:00 ، حرفای ِ ؛ همونایی که تو دلت میمونه ُ کسی ازشون خبر نداره ، همونایی که میشن سهم ِ ِ امشب و گریه ی بی صدات . من دلخوشیام کم ِ .. هر لحظه هم کمتر میشه .. / !

علی
1000698_375450479244206_754979471_n.jpg علی
توسط موبایل در ابی

وقتی و تنها...

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
رها

یه پُستی رو گذاشتم که فک میکُنم باید همیشه همونجا بمونه .. ، مُنتظرم ولی کسی انگار نمیخواد جوابشو بده .. ؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رها
IMG_20130703_001349.jpg رها

می دونی اون که بذار ِ بازوش رو مُحکم ِ مُحکم بگیری آدم نیس که فرشته ـس ، بعدش دلت نیاد مُحکم گازش بگیری .. تازشم بعد ِ اینکه کُلی اذیتش کردی یه بچسبونی جای ِ گازت ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رها
رها

راست می گن.من این بیشتر : ) . نمی پُرسم از می دونی ..؟ نمی پُرسم ..؟ چی کار کَردم مگه ..؟ نمی پُرسم و می شه چشام ، ی ِ چیزهایی نیست .. !

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
رها

خب راستش می خواستم داستان تازه ای بنویسم.دارم خودم رو می کنم به نوشتن . هر چند هیچ کلمه ای به ذهنم نمی رسه.همه ـش ِ.آدم ها گاهی ، خودشون رو مجبور می کنن به انجام کاری چون نمی دونن از جون ِ این چی میخوان . من دوست دارم بنویسم.می ترسم یادم بره. مثِ خندیدن . از ته دل خندیدن . مث ِ کردن . دیشب که چشم دوخته بودم به آسمون فکر کردم مثلاً اگه هم بگذره،آرزویی ندارم.آدم ها مُدام برای خودشون می بافن و می تراشن.مثلاً می ترسن یه روز صُب از بیدار بشن و ندونن باید چی کار کُنن؟!کسی دور و برشون نباشه. مث ِ اونایی که برای بار یا حتی چندمین بار می شن. که هی می چسبن به عشق که مبادا از دست برود.آنقدر که ترسیدن از " ".دیدم من اصلاً آدم این نیستم . آدمِ آدم های تازه حتی!!فکر کردم باید سالها پیش می اومدم . همون که پر نبود از منواکسید کربن و دود ِ مارلبرو . که می شُد خیابونها روبدون دلهره پیاده رفت.اصلاً ما که هی راه می ریم خیابونها رو ، باید سالها قبل بدنیا می اومدیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
رها
در وقتی...

چند ساعت بعد ِ اذان یادت بیاد که اِ اِ !!!!

رها
رها

یه رو توی ِ هیچوقت نمی بخشم ، همونایی رو که وقتی ناراحت و پُر مشکل بودن بهم پناه میاوردن ولی وقت ِ بی پناهی ِ من جا میدادن ..! یادمم نمیره که چه کارایی می تونستن برام انجام بدن در حد ِخودشون ولی کردن .. فک کردن با فرار دُرست میشه .. ؛ من به چیزی نمیکنم .. حتی اگه یه باشه ..!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz
farnaz

سیگاریم کرد با رفتنش...کسی که به قلیان کشیدنم گیر میداد...

این ارسال را بازنشر کرده است.