رها
دردم این نیست که او عاشق نیست ____دردم این نیست که معشوق من از عشق تهیست _____دردم این است که با دیدن این سردی ها_____ من چرا دل بستم؟
رها
مهمان ناخوانده ی قلبم… بمان… بمان، که ماندنت را سخت دوست دارم…
رها
نمی دانم دوستت دارم چه واژه عجیبی است که هرکس میگوید عاشق تر میشود. . . . و هرکس میشنود بی تفاوت تر....
رها
روزهایی که وقتی پیِ آغوشت، بی حوصله گی را وجب می کنم...من می مانم و صبوری های بی طاقتِ خودم . . .____"عزیزم"____ این روزها بد جور کش آمده اند به جانم.. حواست هست؟!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبل