#دلم شدیداً ، شدیداً #دستبند بافتن میخواد؛ کِی شود از اسارتِ #کُنکور یه در آییم ..؟من دلم خیلی چیزایِ دیگه م میخواد؛ مثلاً دلم #مسافرتِ شمال و #دریا میخواد ؛ یه #روز استخر و خسته و #کوفته خونه برگشتنُ میخواد ؛ دلم #کتاب خوندن میخواد؛ دلم دیدن ِ اون #فیلمایی رُ میخواد که به #شوقِ تموم شدنِ کنکور جمعشون کردم ؛ دلم با #بچه-ها جمع شدن میخواد (که بعدِ یه ساعت #دل-خوشی یهو نبینیم یکی یادِ کنکور یا سالِ بعد افتاده و دلش گرفته ؛ در واقع بدونِ دغدغهیِ کنکور.)؛ خیلی #عجیبه ولی من حتی دلم #خرید هم میخواد !!
بچه بودم خیلی خجالت میکشیدم که بگم بابابزرگم رفتگر بوده! یادمه مامانم اینا هرچقدر میگفتن حالا که بازنشسته شدی بشین تو خونه ما که احتیاج نداریم گوش نمیکرد باز 4 صبح با جاروش میزد بیرون!
#امروز ۴ صُب #بیدار شدم ،دیگه #خوابم نبرد..! رفتم یه #لیوان آب خوردم و برگشتم تو تختم؛یه نیم ساعتی گذشت؛دیدم #نُــــچ فایده نداره #خوابم نمی بره..! از روی #بی-خوابی و #بی-کاری گُفتم یه دستی به... #دست که نه بهتره بگم #بُرسی به #موهام بکشم..! مراسم #بُرس-کِشون رو آغاز کردم که #ناگهان...!! چیـزی #بـدیـدم با دو #دیـده که اونوقت تا حالا #رنگم پریده (شاعر: پروین اعتصامی!) حالا اون چیزی که بدیدم با دو دیده چیزی نبود جز یک #تارِ-موی-سفید ..! البته قبلا دیده بودم اما #مُهم نبود واسم اما بی خوابی باعث شد مهم بشه !!این شد که #شروع کردم به شمُردن: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ . . . !اینجانب با ۱۷ سال و ۵ ماه و ۱۷ روز #عُمر پر برکت ۱۴ تا موی سفید دارم..! هیچی دیگه الان اومدم بگم...: #احترام موی سفید #واجبه...!! بعـــــــــــــــله ..!
یه بازی ِ قشنگی بود توی ِ #بچگی خیلی دوسش داشتم .. اونم #قایم-موشک بـود .. !عاشق ِ #چشم-گُذاشتن ، و #گشـتن دنبال ِ بقیه بودم ! خیلی خوش میگذشت.حالا خیلی وقته میگذره از اون دوران ولی هیچوقت فلسفه ی اینکه چرا #آدما از هم #فراری هستن رو نفهمیدم .. اونم از بچگـی ..!! پای ِ این بازی ِ محبوب ِ من اینجا هم باز شُده ..! تا #ده شماره که من #ده نفرُ #لایک کُنم اونم میره #قـایم میشـه .. !!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبل