همیشه دوست داشتم توی ِ حیاط ِ خونمون یه بوته گل ِ رُز ِ #سفید هم باشه ، اون ته ِ حیاط که از #بالکن ِ اُتاق ِ من دیده بشه .. / همیشه که میرم #بهشت-زهرا راهمو دور میکنم اول از #اریکا چند تا شاخه رُز ِ #سفید میگیرم حسابی وسواس دارم توی ِ انتخاب کردنش ، غرغر سرم زیاده که برا #مرده مهم نیست که گلی که میذارن روی ِ سنگ ِ #قبرش چی باشه چه شکلی باشه چه رنگی باشه که ، ولی واسه منی که #زنده-م و با اون زندگی کردم مهم ِ ، میدونی چیه آخه خلوت ِ #مرده-ها فقط با گلـای ِ روی ِ سنگشون ِ و شیشه ی گُلابی ِ که اسمشونُ شسته .. نه که #مرده-پرست باشم نه ، دوس دارم وقتی کسی اومد پیشم یه #پنجشنبه اگه راهش افتاد سمت ِ بهشت زهرا اونم با خودش رُز ِ #سفید بیاره برام ..
چی میگفتن #قدیما ، که آدم از #غریبه بکشه ولی از #آشنا نه، چقدر هم راست میگفتن. نمیخوام بگم من خیلی علیه السلام هستم ولی گاهی #آدمای اطراف خودم رو نمیتونم درک کنم، کاراشون رو ، نمک نشناسی هاشون رو ، بی محبتی هاشون رو، #خنجرهاشون رو که از بی محبتی #تیز شده رو ... میترسم از این خنجر ها، هیچ دوست ندارم با این خنجرها #زخمی بشم بازم اما متاسفانه هستن کسایی که کمر بستن به دیدن #اشک-های من . یه چیز دیگه به #نیش ِ این خنجرها که شک هم ندارم ولی از اون تیزتر #قضاوت ِ بی جاست ..
یه وقتایی سراغ ِ کتابای مامانم میرم با شوق و ذوق جمشون کرده خیلیاش قدیمی ُ قشنگ ِ .. ؛ چشمم خورد به نصایح ِ #سُلیمان صفحه ی 70 بود پاراگراف ِ سوم نوشته بود :فرزندم.. بکوش تا از هر #سوراخ / #دو / بار بلکه / #سه /بار هم گزیده شوی. به هر قیمتی نخواه که #عاقل جلوه کنی. جادارد هر #خریتی را چند بار تکرار کنی تا آخر سر #وقت اضافه نیاوری..!
یا بُنَیّ َ....
سعا علی الجیز بالواحد الحفره مرّتین بل ثلاث مرات. لا یبدو تظهر العاقل بایّ ثمن.تستحق علی الحماریه بالدفعات حتی لا تشمل فیالوقت الاضافی.
شدت ِ #ضربه تا یه حدی که باشه #دردش اشکتو درمیاره و آه و ناله میکنی، ولی از اون #حد که میگذره شدت #درد لالت میکنه، #فلجت میکنه، #نابودت میکنه... اون موقع دیگه هیچکاری نمیکنی، فقط #نگاه میکنی...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 56 دقيقه قبل