رها
تـراژدي غـَمناكي است بـَراي كـَسي كه هـَمه كـَس توست هيچكـَس نباشي !..نیستَـــــــــــمـــ
رها
بعضــــے وقتــــا سڪـــوتـــــ میڪنــے چوטּ اینقدر رنجیدے ڪــہ نمــے خواے حرفـے بزنـے . . .اما بیشتر وقتــــا سڪـــوتـــــ واســہ اینــہ ڪہ هیچ ڪلمــہ اے نمـے تونــہ غمـے رو ڪــہ تو وجودت دارے،توصیف ڪنــہ . . .
رها
به دل کـــــهنه ام چند تکه، امــــــــید وصله می زنم اما دورش نمی اندازم . . . این دل،یادگـــــــار رزوهــــــای خوب وبدِ با " تو " بودن است!!!
رها
بهانه برای گریه زیاداست ...چرا این شب های سیاه من تموم نمی شه..
رها
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد بغضی نفس و گلوی او را آزرد می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد...
رها
دیگر نمی خواهم هیچ عشقی .. نه عشق امروز نه عشق فردا . . .گر باز گویی به من عشق .... گویم فریبی که خود به آن دچار گشته ای. . . من دیگر خود را فریب نخواهم داد . . .این رسم روزگارست . . .یار بود و یار بود و فقط یار ...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبل