رها
قرار آمدنـت را تـقدیـر کـه یـادش مے رود و دسـت تـو در تـقـویـمـ روزگــار مـن اتفـاق نمے افتـد رویــاے تـو هـر شب بــادکـنکــ هـاے رنــگے مے شود آویـختـه بـر سقـف دلمـ کـه حسن ِ ختـامـ جشن چشمــ هـایـمـ یـکے یـکے مے تـرکنـد در صداے بـلنـد بـیدارے ...
رها
نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید! دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که راهشان را گم می کنند!! نـــــــه میتوانی خبری دهی و نــــــــه خبری بگیری !
رها
بـرای دلخوش كردن هيچكس ، چيزى نگوييد كه بعدها دليل دلتنگيش شود. . . .
رها
خیلی دارم سعی میکنم اینو به خودم بقبولونم..... باید موفق بشم: بــی تفــاوت بـــاش . . . به جهــنم! مگـر دریــا مُــرد از بی بــارانی ؟!.
رها
منم ، اونکه نفهمیده. . . / چرا ، با گریه همخونست. . .
رها
"مــــــــــرد" که باشی ... نه چهره ی زیبا میخواهی ، نه اندام برجسته ! بلکه یک قلب می خـــــواهی که فقط و فقط برای تو باشد ...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبل