رها
گاه میتوان تمام زندگـــــــــی را دراغــــــــوش گرفت اگر زندگـــــــیت یــــــــــــک نفر باشد..
رها
دلم…نه عشق آتشین می خواهد ..نه دروغ های قشنگ ..نه سکوت تلخ شاعرانه ..نه ادعاهای بزرگ ..دلم یک فنجان قهوه ی داغ می خواهد و یک دوست....
رها
مطمئن باش روزے جائے وقتے... من و تو بـه ـهم خوا ـهیم رسید من ـهنوز ـهم بـه هزار چرخ خوردنِ سیبـــ اعتقــاد دارم... (!)
رها
کفارهـ ے قدمـ ـهاے نزدهـ زیرِ باران را کـه خواهد داد ؟ دستانے کـه در دستانمـ نبــود چترے کـه از خیس شدنمـ جلوگیرے کرد و عشقے کـه بـه سرانجامــ نرسید من بی تو باران را نمے فهممـ امشبـــ باران منمـ .
رها
هے فلانے زندگے شاید ـهمین باشد یک فریب سادهـ و کوچک آن هم از دستـــ عزیزے کـه زندگے را جز براے او و جز با او نمے خواهے ...
رها
من خستـه نیستمـ دیریستـــ خستگےام تعویض گشتـه است بـه درهمشکستگے من خستـه نیستمـ در ـهم شکستـه ام این خود امید بزرگے نیستـــ ؟
رها
چرا آدما اینجورین . . ./مگه بدونِ دادگاه و قاضی برای کسی حکم میدن ...؟
رها
بَعضیــ چیزـها گـُفتَن ندارد امـ ـآ ... فـ ـهمیدن کـِ دارد بـعضی چــیزها رآ نـگفتهـ بـفَهمـ لـُطفاً ... !
رها
هر چقدر می خواهی از من فرار کن قیامت هم که باشد گوشه ای آخر پیدایت می کنم میدانم .........باز هم میبینمت دل به همین لحظه بسته ام...
رها
گنـدم زاران مے تـوانند بـوسـه گاهـ پـرنـدگانے بـاشند کـه گاهـ خستـه از درو ، جـراحتـــ دلهــاشان را مــرهم مے گــذارنــد ! گیســوان تــو، کو ؟! دارد پــرنــدهـ مجــروحے میــان سینـه ام بال بال مے زنــد . . .
رها
وقتے میگوییم عشق بر خود مے لرزیم زیرا عشق گم كردنے ستــ نـه پیدا كردنے...!!!!لیاقت میخواد یه چیزایی که ندارم...نداریم
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل