رها
یواشکی هایمان را خیلی دوست دارم... جایی که فقط منم، تویی و خدایی که شاهد عشقمان است!
رها
ميدانم دل آسمان ميشكند چگونه ميتوانم گريه نكنم از آنهمه ستاره تنها سنگي شعلهور به خانهام افتاد گيسوانش را بريدند و برايم پست كردند و باقي اينكه سلامت باشم چگونه ميتوانم گريه نكنم من از باز كردن هيچ نامهاي خوشبخت نبودهام .
رها
مردم از عطر لباسم میفهمند معشوق من تویی از عطر تنم میفهمند با من بودهای از بازوی به خواب رفتهام میفهمند که زیر سر تو بوده دیگر نمیتوانم پنهانت کنم ...
رها
كجاي اين جهان اتفاق افتادهاي ....كه پس لرزهات دلم را زير و رو كرده است ! شبيه خرابي هيچ تاريخي نيست قلبم !
رها
تیشه هم برداری، همینم؛ ....ثبت احوال هم اسمت را عوض کند ....یا قسمت مرا، باز تلخم..... من قاب عکسی هستم که هرچه زور می زند بخندد فقط لب هاش، کش می آیند! " تو هم فرهاد منی هم شیرینم! "
رها
وقتی که رفت آسمان پیراهنش خورشید نداشت .....به گمانم می خاست کوچ را به آفتابگردان ها بیاموزد!شایدم به من...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 58 دقيقه قبل