رها
روزهایی که بی تو میگذرد گرچه با یاد توست ثانیههاش آرزو باز میکشد فریاد : در کنار تو میگذشت٬ ای کاش !(فریدون مشیری)
رها
خستهای ؟ میدانم ! گسستهای ؟ میدانم ! همهی آرامش دنیا را برای تو میخوانم شکل نرم یک رؤیا ، برشی آرام از خوابی شیرین …(مصطفی موسوی)
رها
من خسته نیستم دیریست خستگیام تعویض گشته است به درهمشکستگی. من خسته نیستم درهمشکستهام این خود امید بزرگی نیست؟
رها
وقتي پرندهاي را معتاد ميكنند تا فالي از قفس به در آرد و اهدا نمايد آن فال را به جويندگان خوشبختي تا شاهدانهايي به هديه بگيرد پرواز ... قصهاي بس ابلهانه است
رها
از ما گذشت ؛ باید به ابر بیاموزیم تا از عطش گیاه نمیرد . باید به قفلها بسپاریم ، با بوسهای گشوده شوند بی رخصت کلید !(نصرت رحمانی)
رها
من مرگ را به زندگی آوردهام و از آن بیرون بردهام و عجیب است که هر شب بیرون میآیم و بر سنگ قبرم شعری تازه مینویسم و دوباره میخوابم ...(شهرام شیدایی)
رها
بسترم صدف خالی یک تنهایی است و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری...(هوشنگ ابتهاج)
رها
هنوز وقتی در مقابل آیینه می نشینم… هنوز اون تن پردرد بی تو… هنوز اون چهره ی غمگین می بینم…
رها
می گویند لیاقت نداشت نمی دانند که تو فقط دوستم نداشتی… همین!!!
رها
بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را
رها
به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره ها… که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم…!!!
رها
خیلی مواظب باش!!! اگه باشنیدن صداش دلت لرزید… اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی… دیگه تمومه…!!! اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات
رها
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ امیـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
رها
رفتن بهــانه نمیـ خواهــد ؛ بهـانه های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود کــافـیستــ ــ ـ
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبل