Rahil
به من میگویند:پیش از آنکه خاک برخلوت تو ریخته شود،چیزی هست که بخواهی؟ومن درنگاه تک تکشان فریاد میزنم((دردهای من کجاست؟))...
Rahil
مرزبین رسیدن و نرسیدن به تو تنها بازگشت به گذشته است...
Rahil
آره راست میگی بیخیال!اینم میگذره و درپی همه ی این گذشتن ها تجربه های خوبی بجا میمونه مگه نه؟
Rahil
عجبا چه بساطی دارم انگار مریضی نمیخواد بیخیال ماشه!بعداز یکسال ونیم سرماخوردم اونم ازنوع عجیب قریبش!ول کن مون نیست...والا!
Rahil
خدایا؛ لقمه ای آرامش در دهان روحم بگذار، از این همه سختی؛ دلم درد می کند... خدایا؛ پاهای امیدم را دخیل بسته ام به پنجره کرمت، جرعه ای از نور اجابتت را در پیاله ی تاریک دست های افراشته ام بریز که سخت تشنه بهبود این شرایطم...
Rahil
روزی که تو آمدی شعر نابی بودی آفتاب و بهار با تو آمدند روزی که آمدی طوفان شد و پیکانی آتشین در نقطه ای از جهان فرود آمد … و من با تو باور کردم که می شود هم پای رنگین کمانی در باران قدم زد ! دوستای گلی که مثل من امروز تولدشونه،تولدشون مبارک...
کی خورده برم حالشو بگیرم عمو خورده؟
13 سال و 4 ماه و 29 روز و 1 ساعت و 54 دقيقه قبل


13 سال و 4 ماه و 29 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 29 روز و 1 ساعت و 40 دقيقه قبل