Rahil
آنچه را نمی خواستم شد! آنچه را می خواستم نشد! پس چرا می گویند٬ خواستن توانستن است؟؟؟؟؟
Rahil
دستم به پنجره فراموشی نمی رسد، درهای رسیدن به تو هم قفل اند؛ باید در دوریت بمیرم انگار...
Rahil
دوست داشتن... همیشه گفتنی نیست... نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز، بسته است !در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است...
Rahil
نگو ابر چشمانم نبارد، که جای گریستن همین جاست، نگو دل بهانه نگیرد که عجیب تنهاست... آن روزها می توانستیم آن قدر خیره در چشمان هم بمانیم که همه چیز را گم کنیم حتی غم هایمان را... اما امروز ...
Rahil
قبلا مثل قطب مثبت آهن ربا بودیم ولحظه های تنهاییمون باهم خیلی شیرین بود!لعنت به این زمونه که فقط خواست نشونمون بده که آهن ربا یه قطب منفی هم داره...
Rahil
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم !!!کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود!!! کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند!!! کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم !!!کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود !!!کاش قلبها در چهره بود، اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست...
Rahil
این کیک بستنیم تقدیم بشما@melikaaaa
شب خوش
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبل