رضا
چند شب پیش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود اومدم تیریپ نمک بردارم، به بابام گفتم: بابا اگه زمان برگرده به عقب، باز با مامان ازدواج میکنی؟ گفت: آره، ولی تو رو به دنیا نمیاوردیم!
رضا
کبوتر با کبوتر باز باران با ترانه میخورد بر بامش بیش برفش بیشتر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور خربزه با پوست موزو میندازی زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میره !!
رضا
من توی هفت آسمون یه ستاره داشتم ،
راه شیری رو که می خواستن احداث کنن افتاد تو طرح …
هیچی دیگه الان هم در خدمت شماییم
رضا
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما . شما خیلی تنبل هستین چون همه ی ” شما “های بالا رو نخوندین و حتماً متوجه نشدین که یکی از اونا “سما” هست ! . الان دارین سعی می کنین که” سما ” رو پیدا کنین . . . ! و از اینکه اونو پیدا نکردین نا امید شدین
رضا
امروز بابام بهم گفت پدر سگه کره خر ! دچار بحران شخصیتی شدم چطور همچین چیزی ممکنه
رضا
برای شما هم اتفاق افتاده؟؟!! ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎ ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ !
رضا
خدا، چيست؟کيست؟کجاست؟ خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی، درلبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خدا؛ درتو،باتو، و برای توست...
رضا
خدا هيچگاه شما را تهي نخواهد گذاشت او هر چيزي را كه از دست مي دهيد جايگزين خواهد كرد اگر از شما مي خواهد چيزي را زمين بگذاريد به دليل اين است كه مي خواهد چيز بهتري را برداريد
رضا
سلام دوستان خوبم. داستان خیلی کوتاهه ولی شاید به زندگیهامون نزدیک باشه! بدکاری هنگام مرگ، ملکه دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی تا همان یک کار تو را برهاند. خوب فکر کن. مرد به خاطر آورد که یکبار در جنگلی قدم میزد. عنکبوتی سر راهش دیده بود و برای این که عنکبوت را لگد نکند راهش را کج کرده بود. ملکه لبخندی بر لب آورد و در این هنگام تار عنکبوتی از آسمان نازل شد تا به مرد اجازه صعود به بهشت را بدهد. بقیه محکومان نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند. اما ترس پاره شدن تار، برگشت و آنها را به پایین هل داد و در همان لحظه تار پاره شده و مرد به دوزخ بازگشت. آنگاه شنید که ملکه دوزخ میگوید: شرم ور است که خودخواهی تو همان یگانه خیر تو را مبدل به شر کرد. ما چی؟ اگه امروز یکی بخواد از چیزی که ما داریم بهره میبرین، استفاده کنه آیا بهش اجازه میدیم یا اینکه پرتش می کنیم پایین ؟
رضا
بوی شوم امتحان آید همی / یارصفر مهربان آید همی ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم مابرای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم (ایام جانسوز امتحانات برشما دانشجویان و دانش آموزان کوشا تسلیت!
رضا
ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بزَنتت...!! نام برده الان روی شن های سواحل استرالیا داره آفتاب میگیره..!! فک کنم سوتفاهم شده با خدا...!!