rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
من تمنا کردم که تو با من باشی ... و تو گفتی هرگز هرگز ... پاسخی سخت و درشت ... و مرا غصه ی این هرگز کشت...
rezaey......یا حسین
دیروز میمردند و فراموش میشدند آرام آرام ....، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم......