rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
احساس تو چون طراوت باران است!!! برزخم شكوفه هاي گل درمان است!!! هر وقت كه در هوای تو ميچرخم!!! انگار نفس كشيدنم آسان است...
rezaey......یا حسین
اگر به یاد کسی هستیم ......، این هنر اوست ........، نه هنر ما ...!
rezaey......یا حسین
چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک .... برای نچکیدن ....
rezaey......یا حسین
شنیده بودم “پا” ، “قلب دوم” است … اماباور نداشتم ...! تا آن زمان که فهمیدم وقتی دل ماندن ندارم پای ایستادن هم نیست ...!
rezaey......یا حسین
دستانم شاید اما.... دلم...... نمی رود به نوشتن... این کلمات به هم دوخته شده کجا..... احساسات من کجا .... این بار مرا نخوانده بفهم....!