rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
گفتی غزل بگو!چه بگویم؟مجال کو؟ شیرین من،برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل ولـــــــی گیرم هوای پر زدنم هســــــــت،بال کو؟
rezaey......یا حسین
غلط کرده باران ،حالا که مرا به تو بد عادت کرده بی تو می بارد، روز و شب بی خستگی ،وقتی خودت نیستی، باران هست ، این رسمش نبود
rezaey......یا حسین
بزرگترین اشتباه ما این است که : گاهی آدمها رو ؛ بسیار طولانی تر از چیزی که لیاقتش را دارند ، در زندگیمان نگاه میداریم …
rezaey......یا حسین
تا تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود
rezaey......یا حسین
سلام دوستان عزیز ، روز خوش
rezaey......یا حسین
احتیاجی به تسبیح نیست.. دستانت را که به من بدهی با انگشتانت.. ذکر دوست داشتن سر میدهم!
rezaey......یا حسین
بـــرادر عــزیــــز .. داداش مــَن .. شلــوار رنـگــی بپــــوش ، عیــب نـــداره ! امــا دیگـــه بـاش کفــش رنـگـــی نپـــوش .. فــدات بشـــم قـــراره تـــو مـــَـرد بــاشــی ، نـه اسمــارتیــــز
rezaey......یا حسین
دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ، به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم!!!!!!!!
rezaey......یا حسین
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم/ از زشتى کردار دگر خسته شدیم/ محتاج دو پیمانه مى معرفتیم
rezaey......یا حسین
کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد .
rezaey......یا حسین
آدم باید عین مرسوله پستی سفارشی باشه … یکی باشه همیشه تحویلش بگیره ، بگیرتش تو بغل ! امضا هم بده که تحویل گرفته شده و پس گرفته نمی شود …
rezaey......یا حسین
چــه بــــر سر عشــــــق آمــــد ؟؟؟ کـــــــه از افسانــــه هـــــــــا ….. رسیـــد بــــه صفحـــه حــــوادث روزنـــــامه هـــــا؟؟
rezaey......یا حسین
قمار زندگی را به کسی باختم که "تک دل" را با "خشت" برید جریمه اش یک عمر حسرت شد! باخت زیبایی بود....!!! یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش!! یاد گرفتم به "دل" ،"دل" نبندم... یاد گرفتم از روی "دل " حکم نکنم... دل را باید"بر"زد جایش سنگ ریخت.. که با خشت "تک بری" نکنند!