rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
مي كنم ....... دست ياري به سويت دراز ...... بيا تا غم خود را با راز و نياز ...... ز خاطر ببرم......
rezaey......یا حسین
خدای....ا؛ آسمانت چه مزه ایست؟.... من که فقط زمین خورده ام ...!
rezaey......یا حسین
گـــــــــاهــــــــی لال میــــــشود آدم!... حرفـــــــــــ دارد ؛... ولــــــــــی کـــــــــــلمـــــــــه نـــــدارد!....
rezaey......یا حسین
سلام صبحتون دل انگیز و شاد دوستای خوب من
rezaey......یا حسین
من می پنداشتم او مرا خواهد برد .. به همان کوچه رنگین شده از تابستان.. به همان خانه بی رنگ و ریا.. به همان لحظه که بی تاب شوم.. او مرا خواهد برد به همان سادگی رفتن باد.. ... او مرا برد!!! . . . . . . ولی برد ز یاد ..
rezaey......یا حسین
سلام ، صبحتون بخیر دوستان گرامی
rezaey......یا حسین
سکوت یعنی : یه حرف که تودلمه ، یه اسم که رولبمه ، یه شرم که تو چشمامه ، یه آرزو که توسینمه
rezaey......یا حسین
الهی به امید تو که هرچه در توان ماست از قدرت لا یتناهی توست ، سلام بر همگی
rezaey......یا حسین
هنوز هم صدقه های من به نیت سلامتی توست.. هی!!!!!! معشوقه ی من؟؟؟؟؟؟ سلامتی
rezaey......یا حسین
روزی میرسد که بـی هیـــچ خبـری، با کولــه بار تنهاییـــم ، در جــاده های بی انتهای این دنیــــای عجیــب ، راه خواهـم افتــــاد من کــه غریبـــــم .. چه فرقی دارد کجای این دنیـا باشم ...
rezaey......یا حسین
آنکه دستَش را اینقدر مُحکــم گرفته ای ، دیروز عاشق ِ مـــــــن بود… دستانت را خسته نکن ! محکم یا آرام …. فردا تــو هَم تَنهاییــــــی
rezaey......یا حسین
دیروز گذشت و پیش خود گفتم فردا در راه است فردا آمد و دیدم هنوز دلم چشم به راه است مدتی گذشت و هنوز هم در حسرت دیروزم چه فایده دارد وقتی روز به روز از غم عشقت میسوزم ؟