rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم … آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …
rezaey......یا حسین
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.
rezaey......یا حسین
من شکوفایی گل های امیدم را، در رویاها می بینم... و ندایی که به من می گوید: گر چه شب تاریک است دل قوی دار ، سحر نزدیک است.
rezaey......یا حسین
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد / تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست / شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است
rezaey......یا حسین
معلم برای سفید بودن برگ نقاشی ام تنبیه ام کرد و "همه" به من خندیدند..... اما من خدایی را کشیده بودم که "همه" می گفتند دیدنی نیست
rezaey......یا حسین
از تصادف جان سالم به در برده و می گوید: زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است ... و خدا آن بالا همچنان لبخند می زند ...
rezaey......یا حسین
زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را می بینند، بر می دارند و نشانه می روند درست به سوی خودت!!! این است رسم دنیای ما...!
rezaey......یا حسین
گل اگر خار نداشت /دل اگر بی غم بود /اگر از بهر پرستو، قفسی تنگ نبود /زندگی، عشق، اسارت، قهر، آشتی، همه بی معنا بود...
rezaey......یا حسین
یک روز از بهشتت دزدیده ایم یک سیب / عمریست در زمینت هستیم تحت تعقیب / خوردیم در زمینت این خاک تازه تاسیس / از پشت سر به شیطان از روبرو به ابلیس / از سُکر نامت ای دوست با آن که مست بودیم / ما را ببخش یک عمر شیطان پرست بودیم / حالا در این جهنم این سرزمین مرده/ تاوان آن گناه و آن سیب کرم خورده / باید میان این خاک در کوه و دشت و جنگل / عمری ثواب کرد و برگشت جای اول ...!
rezaey......یا حسین
وقتي سرهنگ تو جلسه ي آيين نامه پرسيد: فكر مي كنيد كجا دور زدن ممنوعه؟؟؟ تو ذهنم فرياد زدم " تو رفاقت "
rezaey......یا حسین
خدایا... کودکان گل فروش را می بینی!؟ مردان خانه به دوش دخترکان تن فروش مادران سیاه پوش کاسبان دین فروش محرابهای فرش پوش زبانهای عشق فروش انسانهای آدم فروش همه را می بینی...؟! می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...!!!
rezaey......یا حسین
تیغ روزگار . . . شاهرگ کلامم را چنان بریده .... که سکوتم بند نمی آید.... .!
rezaey......یا حسین
گرانبهاتر از اشک در دامن طبیعت هیچ نیست تا گرانبهاترین چیزها را از انسان نگیرد به او اشک نخواهد داد.
rezaey......یا حسین
خدايا ... نام سوره اي به نام عشق در قرآن خالي ست كه اين گونه آغاز شود،: قسم به روزي كه دلت را مي شكنند وجز خدايت مرهمي نخواهي يافت...
rezaey......یا حسین
جاذبه سیب آدم را زمین زد.....و جاذبه زمین سیب را،..... فرقی نمیکند ،...سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست