rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
زمان ، طولاني مي شود براي كساني كه غصه دارند ، كوتاه مي شود براي كساني كه شاد هستند ، دير مي گذرد براي كساني كه منتظر هستند ، زود مي گذرد براي كساني كه عجله دارند ، اما ابدي مي شود براي كساني كه عاشق هستند
rezaey......یا حسین
برهنه ات مي كنند تا بهتر شكسته شوي!! نترس گردوی کوچک!آنچه سياه مي شود روي تو نيست! دست آنها است...
rezaey......یا حسین
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام...
rezaey......یا حسین
به قول ناپلئون بناپارت : حرفی را بزن که بتوانی بنويسی، چيزی را بنويس که بتوانی پای آنرا امضاء کنی و چيزی را امضاء کن که بتوانی پای آن بايستی!
rezaey......یا حسین
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
rezaey......یا حسین
زندگی خوردن و خوابیدن نیست / انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست./ زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف./ یادمان باشد اگر گل چیدیم ......عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.
rezaey......یا حسین
لباس هایم که تنگ میشد می بخشیدم به این و آن … ولی دل تنگم را ، حالا چه کسی می خواهد ؟
rezaey......یا حسین
راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم دیوانه نیستم خنجر از پشت خورده ام
rezaey......یا حسین
آنان که بی عاطفه هستند روزگاری بسیار عاشق بوده اند!!!....
rezaey......یا حسین
در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست هیچکس سوار بر اسب نیست هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این ادب اصیلمان است: نجابت،قدرت ،احترام، مهربانی ،خوشرویی، هم وطن ایرانی من ، ایرانی اصیل بمان ...
rezaey......یا حسین
یلــدا، بلندترین شب سال در راهست ...
rezaey......یا حسین
کوچکتر که بوديم ايمانمان بزرگتر بود. بادبادک مي ساختيم نمي ترسيديم از اینکه باد نباشد!
rezaey......یا حسین
شب را دوست دارم ...! چرا که در تاریکــــی .. چهره ها مشخــــص نیست !! و هر لحظــــــــه .. این امیـــــد .. در درونــــــم ریشه می زند ... که آمده ای .. ولی من ندیده ام!
rezaey......یا حسین
آدمهــــــا . . . یک زمـــــانی . . . در یک جــــایی . . . ناخواسته خودشـــــــان را جا میگذارند و میروند .