rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
یه روز میرسه که برگ برندت دل میشه ........ ولی تو دیگه حاکم نیستی ......
rezaey......یا حسین
به تاوان خرابی و فساد ریشه هایش؛...... درخت بید باغی را بریدند؛....... عجیب اینکه از آنانی تبر خورد؛ .....که زیر سایه اش می آرمیدند ...!
rezaey......یا حسین
دور نـــــــــــرو... بیا کنار دلـــــ ــــــــ ـــــم من غیر از اینهایی که مینویســــم نوازش هــــــــم بلدم...
rezaey......یا حسین
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
rezaey......یا حسین
سلام صبحتون بخیر و شادی بروبچ با حال دنبالر
rezaey......یا حسین
باز هم بلند شو ، ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است . . .
rezaey......یا حسین
امروز کسي از من پرسيد چند سال داري؟ گفتم اگر روزهاي تکراري زندگيم را که خط بزنم کودکي چند ساله ام !!!
rezaey......یا حسین
بعد رفتنت ارام شده ام انقدر ارام كه ديگر پرنده ها هم از من نمي گريزن