rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
همیشه مجبوری بایستی و به آنچه پشت سرت افتاده است بنگری .... چرا که زندگی چمدانی است که... هیچ گاه درش کامل بسته نمی شود....
rezaey......یا حسین
دنيايت رابادنيايم عوض ميكني .... فقط براي چند ساعت .... ميخواهم بدانم توكه تمام دنياي مني ...من در دنيايت چگونه ام!!!!
rezaey......یا حسین
این روزها دچار سر گیجه ام...تلخ تر از تلخ.... زود می رنجم ....انگار گم شده ام....! حتی گاهی میترسم شاید لحظه ی کوچ من نزدیک شده....