rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
به سلامتی بچه ای که با کفش پاره میره مدرسه دوستاش مسخرش میکنن یه لحظه به فکر پدرش می افته و به دوستاش میگه درسته کفشام داغونه ولی توش خیلی راحتم!!
rezaey......یا حسین
خداوندا؛ خسته ام از فصلِ سردِ گناه؛ و دلتنگِ روزهای پاکم؛ بارانی بفرست، چترِ گناه را دور انداخته ام ...
rezaey......یا حسین
هوای تو از دود سیگار هم مضرتراست... دود سیگار به سرفه ام می اندازد...،هوای تو به گریه ام...
rezaey......یا حسین
آنکه می رود نمی فهمد ... اما انکه بدرقه می کند خوب می داند... کاسه آب معجزه نمی کند!!!
rezaey......یا حسین
نمیدانم! کجای بازی ما اشتباه بود... که تـــو دیگر همبـــازی من نیستی ...! و من هنوز گـرگــم به هـــوای تو…!
rezaey......یا حسین
بگـذار برآیِ چنـد لحظـہ هم که شُـده غـرق بآشَم .. غـرق در اوجِ یِکــــ خیـآل .. خیـآلِ اینڪـہ یکی هم در ایـن دنیـآ هستـــــ که مَرآ انـدکـے دوستــــ داشته بآشَـد .
rezaey......یا حسین
خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است ... اما مهم نیست همین کا[!]ت... که تو راه رامیبینی و من تو را ...
rezaey......یا حسین
گاهے سکــــــــوت ... همان دروغ است...! کمـــے شیک تر ...و با مسئولیت کمتر...
rezaey......یا حسین
بعضی گرگها به این زیبایی هستند .. باور کنید .. اما گرگ هستند .......!