rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
گاهی پای کسی "میمانی" .... که نه "دیدی" اش .... نه "میشناسی" اش ....... فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای.... پشتهاله ای از نوشته های "مجازی" روی پیج مجازی اش ... که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی .... "لایک"
rezaey......یا حسین
توسط موبایل
نیمه شعبان گل نرگس شکفت....چلچله از شادمانی شب نخفت...آبشار یک لحظه آرام شد نریخت....تا که رازش با گل نرگس بگفت...سرو حیران شد از آن فر و جلال....ماه فرو ماند در ان حسن جمال..... آقا جان.چشم انتظارت هستیم....بیا.بیا.بیا
rezaey......یا حسین
شکایت نمیکنم.....اما آیا واقعا یکبار شده که..... در گذر همیشه ی بی شکیب......دمی دلواپس دست های من شوی؟ِ
rezaey......یا حسین
می گویند : سـاده نیست . . . گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!! امـا من گذشتم . . .
rezaey......یا حسین
یـﮧ وقتایے هست ڪـﮧ نباید چیزے بِگے ! طرفت اَگـﮧ شعور داشتـﮧ باشـﮧ פֿــوבش میفهمــﮧ !
rezaey......یا حسین
هر کی دستت رو گرفت ... لزوما دوستت نیست....شاید تو حرکت بعدی پاشو گذاشت رو شونت و رفت بالا...
rezaey......یا حسین
يــــــه آدمــــــايي هــــــم هســـتنـــد ... کــــــه هيــــــچ وقــــــت تـــرکـــت نمـــيکنـــن!... ولــــــي بـــلـــدن کــــــاري کـــنـــن تــــــا خــــــودت يـــواش يـــواش تــــــرکشــــــون کـــنـــي....کسی که دنبال بهونه باشه .... هر چقدر هم که قسم بخوری بازم نمیتونی نگهش داری... ولی کاش اینقدر الکی بهونه نمیگرفتی