rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
اینجا در دنیای مجازی هستیم اما دلمان مجازی نیست ، میشکند حواست به تایپ کردنت باشد
rezaey......یا حسین
باور نـمی کنـم ... خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ، زنـدگـی مـرا ... بـی نظـم چیـده باشـد !
rezaey......یا حسین
هــنــوز بـــرایــت مــی نــویســم،...... درســـت شــبیــه دخــتــركــي نــابــیــنا کــه ، هــر روز بـــرای مــاهــی قـــرمــز مــرده اش غـــذا مــی ریــزد ..
rezaey......یا حسین
بــــاز هـــــم خیال تــــو مــــرا “برداشــــت” کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!
rezaey......یا حسین
ﺟــﺮﯾـﺎﻥ ﭼﯿﺴـــﺖ که ﻫﯿﭽــﮕﺎﻩ ﺟﺴـــﺪ ﺁنانی که ﺍﺩﻋـﺎ دارند ﺑــﺮﺍﯼ ما می میرند ﭘﯿـــﺪﺍ ﻧمیﺷــﻮﺩ . . .
rezaey......یا حسین
من کبوتر شده بودم و مقيم حرمت ، بال احساسم باز و قفس ها ،همه شرمنده ز احساس قفس بودن خويش ، من کبوتر شده بودم به هواي دانه ، دانه هاي کَرَمت ، مزه ي ايمان داشت...
rezaey......یا حسین
چه معنـــــى دارد زندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !
rezaey......یا حسین
نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید! دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که راهشان را گم می کنند!! نـــــــه میتوانی خبری دهی و نــــــــه خبری بگیری !
rezaey......یا حسین
آرزویم این است : “آرزویت” ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز . . .