دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

rezaey......یا حسین

rezaey......یا حسین
مرد - مجرد
امتیاز: 6017

دنبال‌شدگان

(649 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(606 کاربر)

گروه‌ها

(27 گروه)

بازدید

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* ...غریبه ها که هیچ ! ....دوستان هم گاهی به اندازه دوسه خط بیشتر، ....حوصله ات را ندارند ......

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

والا من اگه بخوام از تک تک کسایی که تولدم تبریک گفتن تشکر کنم میشه یک خطاب گروهی طویل و بخاطر اینکه از خطاب گروهی بدم میاد مرا عفو کنید از همه ی کسایی که به شکل خطاب ،خصوصی ،دیدگاه ،پیامک، زنگ ،ایمیل، تل پاتی با واسطه بی واسطه تبریک گفتن و بهم ثابت کردن که به یادم هستن و معرفتشونو مثل همیشه ثابت کردن تشکر میکنم همتونو دوست دارم و برام عزیزین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

زِندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري است، لطفاً صـَــــبر کـُــنيد.. اينجـا سُــــرعت خوشــــبختي بسيار کــــم است...!! تـــا زندگــــــــي ات لُـود شـــــــود .. عُمـــــــــرت تمـام شــده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در Coma

اینکه بعضیها در عین اینکه یکیو دارن و چندین نفر دیگه رو زاپاس دارن بخاطر اینه که اگه با یکی به بن بست رسیدن سر کوچه ی بعدی یکی دیگه منتظرشون باشه ...این اجتماعی بودن نیست این آخر هرزگیه ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sOugand Alone
sOugand Alone

@rezaey......یا حسین راز زندگی مشترک طولانی: هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید. البته جدا از هم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
rezaey......یا حسین
default.jpeg rezaey......یا حسین

با هم نصف کنید... تا آخر سال دیگه خبری از پول نیستا

این ارسال را بازنشر کرده است.
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠

@sOugand Alone @rezaey......یا حسین گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.