rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
کاش میشد بچـگی را زنده کرد...کودکی شد کودکانه گـریه کرد... شعر قــــــهر قـــــهر تا قیامت را سرود!!! آن قیامت که دمــــی بیشتر نبود... فــــــاصله با کودکی هایمان چه کرد؟ کــــــــاش میشد بچگانه خـــــــــنده کرد!!!!"
rezaey......یا حسین
گاهي اونقدر خدا زود به خواسته مون جواب مي ده كه باورمون نمي شه از طرف خدا بوده اينجاست كه مي گيم عجب شانسي آوردم ... !
rezaey......یا حسین
راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم دیوانه نیستم خنجر از پشت خورده ام
rezaey......یا حسین
آنان که بی عاطفه هستند روزگاری بسیار عاشق بوده اند!!!....
rezaey......یا حسین
گاهی به بعضـــــیا باید گفت : " اگه برام بـــزرگ شده بودی ، فقط به خاطر خطـــای دیــدم بود " !
rezaey......یا حسین
بچه که بودیم شبها فکر میکردیم فردا چی بازی کنیم... الان فکر میکنیم فردا زندگی قراره چه بازی ای باهامون بکنه...
rezaey......یا حسین
آدمى را ديدم با سايه ى خود درد دل ميکرد! چه رنجى ميکشد وقتى هوا ابريست...
rezaey......یا حسین
در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست هیچکس سوار بر اسب نیست هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این ادب اصیلمان است: نجابت،قدرت ،احترام، مهربانی ،خوشرویی، هم وطن ایرانی من ، ایرانی اصیل بمان ...
rezaey......یا حسین
یلــدا، بلندترین شب سال در راهست ...
rezaey......یا حسین
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…
rezaey......یا حسین
خداوندا ! مگر نهاینکه من نیز چون تو تنهایم پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان ، دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ...
rezaey......یا حسین
گاه آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی خودت آرزوی کسی هستی...
rezaey......یا حسین
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در ان بالاها مهربان، خوب، قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد