نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
از وقتی که به دنیا آمدم صدایی در گوشم طنین می افکند که تا آخر عمر با تو هستم گفتم تو کیستی؟ گفت: من غم هستم. فکر کردم غم عروسکی است که با آن بازی خواهم کرد ولی حالا میبینم من عروسکی هستم در دست غم...
این روزهـــا باران همــ نیاید من دلگیر می شـوم اصلا مهمـــ نیستـــ کهــ باران بر کوچـــه ببارد یا بــر بسترمـــ ! بـــاران همـــ که نباشد چشمــان من خیس استـــ..