… تاب گیسویم سرابی بیش نیست ///نقش بیهوده بر آبی بیش نیست //این لب لعل و حدیث چشم مست// بر لب مست خرابی بیش نیست //وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه// حربه و افزار جنگ شعر نابی بیش نیست …
مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم ... مبادا گم كنم راه قشنگ آرزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري ...!!!
@10121356 ..... از سجده و لذت عبادت گفتی؟ یا آیهای از صبح قیامت گفتی؟ برگ از پی برگ بر زمین ریخته است ؛ ای باد چه در گوش نرگس گفتی که مارو تنها گذاشت و رفت!!!